تبلیغات
داره‌به‌ن - حکم فقهی رفتن به تالارهای عروسی(1)
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید مصطفی محمودیان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داره‌به‌ن




امروزه پیدا شدن تالار ها و بر پایی مراسم مختلف در آن ها، از جمله مراسم و جشنهای عروسی همراه با برخی امور خلاف شرع اسلام، مانند رقص و پایکوبی، اختلاط زنان و مردان نامحرم، دادن شاد باش، آرایشهای نامشروع و...، برای شرکت کنندگان بویژه برای کسانی که از تعهد دینی و تقوای ایمانی برخوردارند، به یک معضل تبدیل شده است و حتی برخی افراد در میان شرکت کردن و یا نکردن می مانند، چون هر دو جنبه برای آنان پیامد هایی در بر دارد و از سویی بسیاری دیگر، از حکم واقعی شرکت کردن در این گونه مجالس بی اطلاع می باشند. لذا بر آن شدیم حکم شرعی شرکت در این مراسم ها را برای استفاده عموم خواهران و برادران دینی روشن نمائیم.

امروزه پیدا شدن تالار ها و بر پایی مراسم مختلف در آن ها، از جمله مراسم و جشنهای عروسی همراه با برخی امور خلاف شرع اسلام، مانند رقص و پایکوبی، اختلاط زنان و مردان نامحرم، دادن شاد باش، آرایشهای نامشروع و...، برای شرکت کنندگان بویژه برای کسانی که از تعهد دینی و تقوای ایمانی برخوردارند، به یک معضل تبدیل شده است و حتی برخی افراد در میان شرکت کردن و یا نکردن می مانند، چون هر دو جنبه برای آنان پیامد هایی در بر دارد و از سویی بسیاری دیگر، از حکم واقعی شرکت کردن در این گونه مجالس بی اطلاع می باشند. لذا بر آن شدیم حکم شرعی شرکت در این مراسم ها را برای استفاده عموم خواهران و برادران دینی روشن نمائیم.

 حکم تالار:                                                                         

اصل تالار از نظر شرع اسلام ممنوع نمی باشد و مانند بسیاری دیگر از ابزار، اماکن و کالاهای مورد استفاده در زندگی، بسته به اینکه چگونه و چه استفاده هایی از آن می شود، حکم آن تفاوت می کند. اگر استفاده از تالار بدور از ارتکاب امور خلاف شرع باشد، نه تنها اشکالی ندارد بلکه جزو وسایل مباح محسوب بوده و حتی مهمانداری در آن ها نسبت به جاهای دیگرمانند منازل، مساجد و ...، نظر به سهولت در کار و وجود امکانات مختلف مهمانداری و پذیرایی، ارجحیت پیدا می کند و هر جایی که منکرات شرعی در آن ارتکاب شود، حکم تالار را پیدا خواهد کرد و به تعبیری خود تالار نامشروع و منکر نیست بلکه با نحوه ی برگزاری مراسم، صورت نامشروع به خود می گیرد و باعث می شود که شرکت در آن نامشروع باشد.

 

منکرات مراسم عروسی:

ازدواج قبل از اینکه یک عادت اجتماعی یا یک سنت دینی باشد یک امر طبیعی است. قانون زوجیت به عنوان یک سنت الهی در میان پدیده های هستی از جمله در میان درختان و نباتات حاکم است. این قانون در راستای بقای طبیعت و دوام حیات حیوانی و نباتی نقش اساسی ایفا می کند و به فرموده ی قرآن از هر چیز دو زوج آفریده شده است.(الذاریات /49)

علاوه بر این، ازدواج یک سنت دینی نیز می باشد که در قرآن مجید و سنت نبی اکرم(ص) بدان اشاره شده و جوانان و هر کس نیازمند آن باشد، بدان تشویق گردیده است. از نگاه دین اسلام، امر ازدواج از آغازین مرحله ی آن، که مرحله ی انتخاب است تا آخرین مرحله که مراسم جشن و عروسی است، بسیار ساده و کم هزینه بوده و در صورتی که به توصیه های دین عمل شود، خیلی آسان برپا شده و بسیار پربرکت و ماندگار و با نتیجه خواهد بود. اما متأسفانه با نفوذ فرهنگ بیگانه و دور شدن مردم از روح تقوی و دینداری و خو گرفتن به چشم و همچشمی، بسیاری از روشها، سنن و آداب دینی آن متروک و به عادات و آداب غیر شرعی تبدیل گشته است. به همین خاطر زوجین به جز چند روز اول زندگی، خود را همسر یکدیگر به حساب نمی آورند و درصد زیادی از ازدواجهای امروزی  به طلاق  منجر می شوند. گاهی جدایی ناشی از این ازدواجهای بی برکت، یک یا چند فرزند بخت برگشته را هم بی پدر و مادر و از زندگی طبیعی و همراه با سعادت، محروم می سازد.

منکرات و امور ناپسند و غیر شرعی ازدواجهای امروزی بسیار بیشتر از آن است که بتوان آنها را در یک  مقاله جای داد. برای نمونه با هم بودن پسر و دختر قبل از خواستگاری و عقد برای مدتهای زیاد و به صورت خلوت، تحت عنوان شناسایی یکدیگر و تفاهم و غیره، رفتن عروس و داماد با هم و بدون همراهی کسی دیگر به آرایشگاه و آزمایشگاه قبل ازعقد، زیاده روی در مهریه بویژه در بخش قرض آن که به یک مسأله ی تشریفاتی تبدیل شده و  داماد از اول تا آخر قصد پرداخت آن را ندارد،- در حالیکه چنین شوهرهایی طبق حدیث روز قیامت زنا کار به حساب می آیند(مجمع الزوائد ومنبع الفوائد/ الحافظ الهیثمی/ شماره 6654)- و... را می توان از این منکرات برشمرد.

با این وجود به برخی از این منکرات به طور خلاصه اشاره می شود تا هر خواهر و برادر دینی چه به عنوان اقدام کننده برای ازدواج و چه به عنوان مهماندار یا دعوت شده، از احکام مراحل مختلف ازدواج بی اطلاع نماند و بتواند موضع درست و شرعی را در برابر آنها اتخاذ کند:

 

1- آرایش

خودآرایی زنان خواه با لباس باشد یا با زیور آلات و دیگر وسایل آرایشی، جز پیش زنان یا مردان محرم مانند پدر، برادر،شوهر و ... جایز نمی باشد. زیرا منجر به نظر حرام و و فریب کسانی که در صدد ازدواج هستند خواهد بود.

قرآن مجید می فرماید  « ... وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا...»(نور/31)ترجمه: نباید(زنان) زیور خود را نمایان کنند مگر آن قسمت که پوشاندنش ممکن نیست مانند ظاهر لباس، صورت کف دستان و... .

حال نوع آرایش را هم نباید از نظر دور داشت چرا که برخی آرایشها مانند خالکوبی، تغییر شکل ابرو، مگر در حد اصلاح و آن هم با اذن و اجازه ی شوهر ... حرام می باشد.

 

2- عطر زدن:

استعمال عطر برای زنان هنگام رفتن به میان مردان نامحرم جایز نمی باشد زیرا توجه آنان را جلب می نماید و در حدیث پیامبر گرامی(ص) آمده است: « أَیُّمَا امْرَأَةٍ اسْتَعْطَرَتْ فَمَرَّتْ بِقَوْمٍ لِیَجِدُوا رِیحَهَا فَهِیَ زَانِیَةٌ» (مسند امام احمد شماره18879)ترجمه:هر زنی خودرا معطر نماید و از مقابل قومی(مردان) رد شود به هدف اینکه بوی او را استشمام کنند چنین زنی(از نظر گناه) زناکار به حساب می آید.

 

2- برهنگی

می دانیم که زنان نباید پیش بیگانگان (مردان نامحرم) به جز صورت و کف دستان را نمایان سازند ولی زنانیکه به تالار ها و مراسم شادی و عروسی دعوت می شوند، بیشترشان از هیچ آرایش و پیرایشی فروگذار نمی نمایند و با آرایش تمام و برهنگی شرم آور، حضور پیدا می کنند، در حالیکه برخی از آنان برای شوهر خود بسیار بی توجه بوده و کمترین آرایش را از خود نشان می دهند.

موضوع پوشش و حجاب زنان چیزی نیست بر هیچ فرد مؤمنی مخفی باشد، چون در قرآن و احادیث نبوی بسیار برآن تأکید شده است و در اینجا برای نمونه به حدیثی از حضرت رسول(ص) استدلال می شود که فرموده است:«... وَنسَاء كَاسیَات عَارِیَات ...» پیامبر(ص) در این حدیث مانند یک معجزه از آینده خبر داده و می گوید: دو دسته در میان مردم پیدا می شوند که تا به حال آنان را ندیده ام: یکی از آنان زنانی هستند که به ظاهر لباس پوشیده اند ولی در واقع لخت و عریان می باشند، چون لباسشان یا نازک است و پوست بدن، از زیر آن دیده می شود و یا ناقص است و همه ی بدن را نمی پوشاند و یا اینکه اندامی وبدن چسپ است و جاهای حساس بدن را مجسم و نمایان می سازد. پیامبر عظیم الشأن(ص) بعد از ذکر چند وصف دیگر برای آنان مانند خرامان راه رفتن و... می گوید چنین زنانی به بهشت داخل نمی شوند و حتی بوی آن را هم استشمام نمی کنند در حالیکه بوی خوش بهشت از مسافت ها به مشام می رسد.(صحیح مسلم شماره 5704)

 

3- اختلاط زنان و مردان

در هم آمیختن زنان با مردان با سه حالت صورت می پذیرد و اینک حکم هر یک از این سه حالت:

الف) اختلاط زنان با مردان محرم مانند پدر، برادر، عمو، دائی و... که بدون اشکال جایز می باشد .

ب) اختلاط زنان با مردان نامحرم به هدف رسیدگی به وظیفه و انجام کارهای ضروری روزمره مانند تعلیم و تعلم، خرید و فروش، علاج و تداوی، اقامه ی دعوی، دفاع و شهادت در دادگاه یا غیر آن، برگزاری مراسمات شرعی و یا مباح مانند جشن عروسی، ضیافت و پذیرایی و... که این حالت نیز به شرط خودداری از نگاه و تماس جز در حد ضرورت و لزوم و با رعایت حجاب، شرعی جائز می باشد.

ج) اختلاط زنان با مردان بیگانه(نامحرم) بدون ضرورت، خواه با رعایت حجاب باشد و یا بدون آن، بویژه اگر به هدف فساد، جلب توجه و جذب طرف مقابل باشد که این حالت حرام بوده و باید به شدت از آن خودداری شود.

بدون شک آنچه امروزه در جریان انجام بیشتر مراسمها از جمله مراسم عروسی در تالارها یا غیر آن دیده می شود اکثراً از نوع سوم بوده ومنجر به فساد و گناه می شود زیرا :

1-     برخی از زنان و دختران متأسفانه خود را به طور کامل آرایش داده، لباسهای ناقص یا نازک می پوشند و با استفاده ازعطرها و ویدکلونهای گرانبها خود را برای جذب دیگران و نگاههای ناروا آماده می سازند. حتی اینگونه دختران و زنان گاهی بدون اذن و اجازه اولیا و شوهران خود و فقط با دعوت برگزارکننده ی مراسم در آن شرکت می جویند و در بسیاری موارد هیچ یک از محارم خود را به همراه ندارند.

2-     شرکت در این مراسمها اغلب به رقص و پایکوبی زنان و مردان با هم و حتی احیانا خلوت حرام در گوشه و کنار محل مراسم، منجر می شود که این امر هم به خودی خود جزو اعمال حرام و ناشایست به حساب می آید.

 

دلایل تحریم اینگونه اختلاطها از قرآن و سنت:

1-    آیه 30و31 سوره ی نور که به خودداری از نگاه حرام، پاکدامنی، حفظ فروج، مخفی نگاه داشتن زینت و رعایت حجاب در مقابل نامحرمان دستور می دهد.

 قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ (30) وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (31) ترجمه: به مردان باایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ كنند، این براى آنها پاكیزه تر است، خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است. و به زنان باایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ كنند، و زینت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننمایند، و (اطراف) روسرى هاى خود را بر سینه خود افكنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم كیشان یا بردگانشان (كنیزانشان) یا دنباله روانی كه تمایلى به زن ندارند یا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند، آنها هنگام راه رفتن پاى هاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود. (و صداى خلخال كه بر پا دارند به گوش رسد وجلب توجه کند) و همگى به سوى خدا بازگردید اى مؤمنان تا رستگار شوید.

2-     ابو اسید انصاری روایت کرده است که رسول خدا(ص) در بیرون مسجد زنان را دید که در حال راه رفتن با مردان مختلط شده اند فرمود: « اسْتَأْخِرْنَ فَإِنَّهُ لَیْسَ لَكُنَّ أَنْ تَحْقُقْنَ الطَّرِیقَ عَلَیْكُنَّ بِحَافَاتِ الطَّرِیقِ » (روایت از ابو داودشماره حدیث(5272) البانی حدیث را حسن داشته است) ترجمه: درنگ کنید(واایستید) چون شما نباید در  وسط راه بروید(و با مردان مختلط شوید) بلکه باید در کناره های راه حرکت کنید. راوی گفته است«فكانت المرأة تلتصق بالجدار حتى إن ثوبها لیتعلق بالجدار من لصوقها به »ترجمه: با این دستور پیامبر(ص) زنان چسپیده به دیوار راه می رفتند و گاهی به علت چسپیدن به دیوار لباسهایشان (در برآمدگیهای دیوار) گیر می کرد.

3-     ابو سعید خدری(رض) روایت کرده است که رسول خدا(ص) در بخشی از حدیث فرمود:

 «... وَاتَّقُوا النِّسَاءَ فَإِنَّ أَوَّلَ فِتْنَةِ بَنِى إِسْرَائِیلَ كَانَتْ فِى النِّسَاءِ »(روایت از مسلم با شماره 7124) ترجمه: از (ارتکاب گناه در رابطه با) زنان بپرهیزید چرا که اولین گرفتاری(مصیبت و  بی دینی) بنی اسرائیل در رابطه با زنان بود.

4-     حدیث رسول خدا(ص)  که فرمود:« مَا تَرَكْتُ بَعْدِى فِتْنَةً هِىَ أَضَرُّ عَلَى الرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ » (روایت از مسلم با شماره 7121) ترجمه: بعد از خودم فتنه و مصیبتی زیانبارتر از (فتنه ی) زنان برای مردان به جا نگذاشته ام.

 

4- خلوت

 تعریف: خلوت حرام آن است که مرد و زن در کنار هم قرار بگیرند به گونه ای که کسی آنها را نبیند وکلامشان را نشنود. (فتح الباری،تعلیق بن باز،ج 9 ص333).

داخل شدن بر زنان اگر خلوت هم رخ ندهد مادامی که ضرورت و لزومی در کار نباشد، جایز نیست ولی در صورتی که خلوت متحقق شود به گونه ای که زن و مرد در جایی قرار گیرند که هیچ احدی نه مرد نه زن و حتی کودکان نیز آنان را نبینند و صدایشان به گوش کسی نرسد، این خلوت حرام می باشد و نباید به هیچ وجه صورت پذیرد.

 

دلایل تحریم خلوت:

الف) عقیبه بن عامر روایت می کند که رسول خدا(ص) فرمود: إِیَّاكُمْ وَالدُّخُولَ عَلَى النِّسَاءِ فَقَالَ رَجُلٌ مِنْ الْأَنْصَارِ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَفَرَأَیْتَ الْحَمْوَ قَالَ الْحَمْوُ الْمَوْتُ » (روایت از بخاری با شماره5232 و مسلم با شماره 5803)، ترجمه: از وارد شدن بر زنان بپرهیزید، یکی از انصار گفت ای رسول خدا حکم وارد شدن خویشان مرد (مانند برادر، عموزاده،و ...) بر زنش چیست؟فرمود داخل شدن این گونه کسان بر زن به منزله ی مرگ است.

  به نظر امام نووی کلیه ی اقارب(خویشان) ذکور مرد به استثنای پدران و اجداد در حکم برادر، عموزاده،و ... می باشند.

منظور حدیث این است که خطر این اقارب از اجانب(بیگانگان) بیشتر است چون احتمال ماندن زیاد و در معرض گناه واقع شدن آنان، به دلیل فامیل بودن بیشتر است.

ب) رسول گرامی اسلام(ص) در بخشی از حدیثی دیگر گفته است«... وَلاَ یَخْلُوَنَّ أَحَدُكُمْ بِامْرَأَةٍ فَإِنَّ الشَّیْطَانَ ثَالِثُهُمَا...»(بیهقی السنن الکبری شماره13904) ترجمه: نباید هیچ یک از شما با هیچ زنی خلوت کند چون شیطان سومین آنان خواهد بود.

 

5- رقص و پایکوبی

رقص و پایکوبی به صورت امروزی که با اختلاط زنان و مردان و آرایش های غلیط و لباسهای نا مناسب و نیمه عریانی زنان همراه است، حرام است و شکی در آن نیست و نیازمند استلال نمی باشد چرا که در این رقص ها علاوه بر موارد مذکور، تماس بدنی نیز صورت می گیرد. آن هم تماس با بدن برهنه یا با لباس نازک و یا مفاتن(جاهای شهوت انگیز) بدن طرفین، کاری که مفاسد فراوانی بر آن مترتب می شود. به طور خلاصه می توان گفت، در رقص و پایکوبی های امروزی منکرات و مفاسد زیر همزمان متحقق می شود: نگاه حرام، تماس نامشروع، برهنگی حرام، گوش دادن به موسیقی و آواز های مبتذل، برباد رفتن پول با پرداختن آن به آوازخوانها، تحریک جنسی حاضران، بدآموزی برای کودکان معصومی که هنوز به این کارها آلوده نشده اند و... .

 

6- فیلم برداری وعکاسی

این کار- اگر به هدف تقدیس و پرستش نباشد- در ذات خودش حرام نمی باشد ومانند بسیاری از ابزار کار و وسایل زندگی می توان آن را در راههای صحیح و برای اهداف مشروع به کار گرفت. اما این استفاده ی نامشروع است که آنهارا حرام یا مکروه می سازد. چرا که تصویر یا فیلم، صحنه یا عملی را به صورت ثابت یا متحرک ثبت و بازگو می نماید کاری که هم به منظور یادگاری و هم با اهداف دیگر بسیار مفید به نظر می رسد. خاصه اینکه اگر فیلمبرداری از مراسم عقد گویا و با کیفیت عالی و بدون دست کاری باشد، سند معتبری است بر وقوع عقد و به نظرمی رسد اگر جنبه ی تعبدی حضور شهود را در نظر نگیریم صادق ترین شاهد و گویاترین گواه بر وقوع عقد تلقی می شود و حتی تصویر می تواند برخی از نقشهای سند و دفتر ثبت ازدواج را هم ایفا کند و شاهدی است که از نگاه همه ی مذاهب، بدون تزکیه یا تقلید پذیرفته شده و عادل تر از آن شاهد پیدا نمی شود. ولی متأسفانه فیلمبرداریهای امروزی غالبا به گونه ای انجام می شود که از دایره ی شرعی بودن خارج شده و صورتی نامشروع به خود می گیرد. زیرا فیلمبردار به جای ثبت واقعه ی عقد و به تصویر کشاندن عموم مراسم- به گونه ای که فیلم مورد سوء استفاده واقع نشود- از خانم عروس و زنان دیگر که غالبا فاقد حجاب و نیمه عریان هستند و بالباسهای مبتذل و آرایشهای غلیظ به میدان آمده اند، فیلمبرداری کرده وسپس فیلم را با آوازهای مبتذل ترکیب و در مقابل هزینه ای کمر شکن،تحویل داماد می نماید و این تازه اول کار است، چون فیلم، که مملو از تصاویر دختران وزنان نامحرم می باشد دست به دست گشته و در اختیار هر کس و ناکسی قرار داده می شود و چشم هر طمعکاری با آن روشن می گردد.

7- حضور مطربان و آوازخوانان(تیپ های موسیقی)

یکی دیگر از منکرات مراسم عروسی در تالار ها وغیر آن دعوت از تیپ های موسیقی و منکرات ناشی ازحضور این به اصطلاح هنرمندان است.

قبل از اینکه به بحث و بررسی این منکر بپردازیم بجاست مطلبی را خاطر نشان سازیم و آن اینکه باید بدانیم آواز وموسیقی را نمی توان به طور کلی رد یا تأیید نمود و دیدگاه صاحب نظران مسلمان در این زمینه متفاوت می باشد؛ برخی از نویسندگان به ویژه کسانی که دارای تفکر سلفی می باشند، آوازخواندن ونواختن موسیقی را مطلقا حرام می دانند و در این رابطه شواهدی از قرآن کریم و سنت رسول خدا(ص)را مورد استناد قرار می دهند. در مقابل این دسته نویسندگانی هستند که آواز وموسیقی را نه مطلقا حرام دانسته  ونه به طور کلی می پذیرند. این دسته نیز برای خود به یک دسته از دلایل نقلی وعقلی استدلال کرده و ضمنا دلایل دسته ی اول را مورد نقد وجرح قرار می دهند که البته این مطلب بحث خاصی طلبیده و باید  جدا گانه به آن پرداخته شود(طالبان تحقیق بیشتر را به کتاب نفیس استاد محمد غزالی مصری موسوم به «نگرش نو در فهم احادیث نبوی» ترجمه از عربی به فارسی از آقای داود ناروئی صص151-111 ارجاع می دهم)

بعد از طرح دو دیدگاه فوق جا دارد به دیدگاه مذاهب فقهی هم نکاهی بیندازیم:

مجتهدان مذاهب فقهی هم مانند نویسندگان غیر مجتهد در رابطه با حکم آواز و موسیقی یکدست و همنوا نیستند. بلکه از نگاه برخی از آنان آواز وموسیقی، تحت شرایط خاص جایز می باشد و از دید برخی دیگر حرام قلمداد شده است. اینک به نقل آرای فقها و صاحب نظران مقید به مذاهب مبادرت می شود:

الف) مذهب امام ابو حنیفه(رحمه الله): آوازخواندن از نگاه علمای حنفی مذهب مورد اختلاف می باشد؛ بعضی آن را هم برای جشن عروسی و هم برای تمرین بر فصاحت زبان و سنجیدن وزن و قافیه و هم در صورتی که شخص آن را برای خودش و به هدف رفع غم وخستگی بخواند، جایز دانسته اند، در حالیکه برخی دیگر آن را گناه کبیره تلقی کرده اند خاصه موقعی که آوازخوان به توسط آواز، مردم را در ارتکاب گناه کمک نماید.(البحر الرائق، شرح کنز الدقائق،ج18،ص284)

ب) مذهب امام مالک:به نظر مجتهدان مذهب امام مالک(رحمه الله) آوازخواندن اگر همراه با موسیقی نباشد مکروه است واگر موسیقی با آن نواخته شود؛ چنانچه آلت موسیقی زهدار باشد ممنوع و حرام ودر غیر این صورت، مکروه می باشد.(الفواکه الدوانی،ج8،ص159)

          این فقیهان همچنین گفته اند گوش کردن آواز اگر از طرف مرد خوانده شود بدون اشکال است، مگر اینکه آوازخوان خود را به شکل زنان درآورده باشد و اگر از طرف زن خوانده شود در صورتی که آواز شهوت برانگیز یا محتوایش زشت و ناپسند باشد یا اینکه موسیقی با آن نواخته شود، حرام است ودر غیر این صورت مکروه.( حاشیة الصاوی على الشرح الصغیر،ج5،ص211 و حاشیة الدسوقی علی الشرح الکبیر،ج8،ص417)

ج) مذهب امام شافعی: درمتون محوری فقه مذهب شافعی(رحمه الله) آوازخواندن و گوش کردن آن اگر همراه با موسیقی نباشد، مکروه دانسته شده و حرام نیست ولی استعمال برخی آلات موسیقی از جمله آلاتی که مخصوص مجالس شرابخواران است و نیز گوش دادن به آنها  تحریم شده است.(السرج الوهاج، صص603و604) در کتاب الفقه الإسلامی و أدلته ج3ص574 آمده است که قول مشهور مذاهب چهارگانه ی حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی براین است که استعمال و استماع آلات موسیقی اگر صدای آنها شادی آور وطرب افزا باشد حرام است. برخی از مجتهدان مذهب امام شافعی(رحمه الله) آواز و موسیقی را بسته به پیامی که با خود دارند و تأثیری که بر شنونده می گذارند، حلال یا حرام دانسته اند. از جمله امام محمد غزالی اصل را درموسیقی و آواز بر حلال بودن نهاده ومی گوید این عوارض است که آواز و موسیقی راحرام یا مکروه می نماید وگر نه در اصل و بالذات مباح می باشند.(إحیاء علوم الدین،ج2،صص278-247)

د) مذهب امام احمد بن حنبل(رح):مفتیان این مذهب هم در رابطه با حکم آواز و موسیقی متفق القول نیستند؛ برخی از آنان مانند خلال، أبو بكر عبد العزیز، ابراهیم بن سعد، عنبری و بسیاری از  أهل مدینه، آوازخواندن را مشروط به اینکه منکر دیگری به آن اضافه نشود، بدون کراهت مباح دانسته اند. دسته ای دیگر از علمای این مذهب آن را مکروه و عده ای هم آن را حرام معرفی کرده اند. در این مذهب در باره ی تمام ابزارهای موسیقی که در عصر تدوین فقه وجود داشته نیز رأی واحدی ابراز نشده است بلکه اکثر آنها حرام، تعدادی بدون شرط مباح و بعضی هم اگر همراه با کف زدن ، آواز ورقص باشند مکروه و گرنه مباح انگاشته شده اند. (الشرح الکبیر لابن قدامه،ج12،صص50-48). البته فقهای مذاهب هرکدام برای دیدگاه خود دلایلی ابراز  وادله ی دیدگاه مقابل را مورد نقد یا تأویل قرار داده اند، ولی به خاطر پرهیز از به درازا کشیدن مطلب از آوردن آنها خودداری می شود.

اما رأی و نظر فقهای مقید به مذاهب و افراد مستقل، در مورد حکم آواز و موسیقی هرچه باشد، نمی توان به هیچ وجه عمل تیپ های موسیقی امروزی شرکت کننده در مراسم عروسی و اوضاع و احوال حاکم بر آنهارا، مجاز دانست بلکه بدون تردید باید کار آنها را نامشروع و خارج از دایره ی مباحات قلمداد کرد. در نتیجه باید اذعان کرد که هم دعوت از آنها نامشروع و هم حضور پیدا کردن در مراسمهایی که با حضور وهنرنمایی این تیپ ها برگزار می شود، حرام می باشد.

اینک عناصری که موجب حرمت این هنرنمایی و  کسب درآمد از طریق آن وگوش کردن آن می شود:

الف) استفاده از آن برای رقص و پایکوبی نامشروع

اگر چه هنر آواز و موسیقی را- همچنان که اشاره شد- نمی توان با هر شرایطی و به طور مطلق حرام و قابل انکار، تلقی کرد. اما چون در جشن عروسی غالبا برای برپایی رقص وپایکوبی از آن استفاده می شود، رقصی در شکل حرام آن که با شرکت و اختلاط زنان ومردان، فراهم می آید که شامل تماس حرام، نگاههای ناروا، تبرج و لختی وعریانی و... می باشد، نمی توان آن را مباح تلقی کرد و بدون شک باید هم نمایش وهم استفاده و بهره برداری از آن را در حوزه ی محرمات قرار داد و به انکار آن پرداخت.

ب) کمک مالی به تیپ موسیقی( اعانه به معصیت)

در قرآن مجید آمده است:« ...وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ...»ترجمه: همدیگر را در کارهای حرام و در عداوت همکاری نکنید»(مائده/2).

 شکی نیست که امروزه تیپ های گرداننده ی مجالس عروسی و رقص با اختلاط زن و مرد، اگر از جانب مهماندار هم کمک مالی نشوند، با حیله هایی که به کار می گیرند از جمله با مدح بیجای شرکت کنندگان با سرودن شعر همراه با آواز- که خود حرام دیگری است- از آنان هم پول(شادباش) دریافت می کنند، که این کمک از طرف هر کسی باشد، اعانه در راه معصیت و تقویت کار حرام به حساب آمده و از نظر شرع نارواست. از سوی دیگر برخی از  شرکت کنندگان پولی را که به خنیاگران می پردازند، برای حفظ حرمت خود و از روی ناچاری و رودروایستی می پردازند و به اصطلاح شرعی عنوان« غصب الحیاء» به خود گرفته واین بر حرمت آن می افزاید و کاری است منکر و غیر شرعی.

ج) ایجاد مزاحمت صوتی

گروههای هنری آواز و موسیقی که خمیر مایه ی برگزاری مراسم شادی امروزی به حساب می آیند، منکر دیگری که مرتکب می شوند این است که با پخش صدای آواز و موسیقی- از طریق بلندگو و باندهای قوی که در داخل سالن و پیرامون محل برگزاری مراسم نصب می کنند- به قول معروف آلودگی صوتی ایجاد می نمایند که هم برای شرکت کنندگان وهم برای اطرافیان، حتی با فاصله های چند کیلو متری باعث مزاحمت می شوند، که علاوه بر شرع و وجدان اگر قانونی انسانی هم حاکم باشد باید از آن جلوگیری به عمل آورد.

آری این صداهای قوی و نامطبوع اگر بزرگان شرکت کننده هم به هر دلیلی با آن کنار بیایند و شر وپیامدهای ناگوار روحی آن را مورد مسامحه قرار دهند، گناه اطفال و کودکان بی گناهی که به تبعیت از والدینشان، درآنجا حضور پیدا کرده و اصلا به سن احساس لذت از موسیقی وآواز نرسیده اند چیست؟ همچنین مردم دیگری که از کوچک و بزرگ، جوان وپیر،سالم و بیمار، خوشحال و غمگین، ناخواسته در اطراف تالار واقع شده اند یا بهتر بگوییم، تالار را به صورت غیر قانونی در نزدیکی آنان ساخته اند چه گناهی دارند که باید هرماه و هر هفته وهر روز، زجر برگزاری اینگونه مراسم را بکشند و با قرار گرفتن درمعرض این صداهای گوش خراش، تلخی آلودگی صوتی را بچشند؟! در حالی که همه می دانیم بعضی اوقات به سبب این سروصداهای ناخواسته حتی در داخل مساجد و منازل، کسی حرف کسی را نمی فهمد و به مدت چندین ساعت در روز و یا چندین روز در هفته و احیانا هر روز باید این صداهای مزاحم را شنید و زجر آن را کشید!

ادامه دارد...





نوع مطلب :
برچسب ها : حکم فقهی رفتن به تالارهای عروسی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 24 مرداد 1391 :: نویسنده : سید مصطفی محمودیان
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.